مشکل و دردسر جدی از آنجا شروع می شود که
قسمت زودباور خودت
به دروغ هایت
باور و عادت
می کند.
می بینی چقدر در مورد لحظه وقوع عشق و عاشق شدن نوشته اند،
اما باور بفرمایید عشق من،
خودم هم نفهمیدم چقدر زود و چطور عاشقت شدم.
معمولاً حقیقت جلوه ای نهان دارد،
خیلی نمی توان مطمئن بود از آن چیزی
که به آن نام حقیقت داده ای،
وارسی دوباره
و دوباره
و دوباره.
اما اگر حقیقت در دلت
مانند خورشید در آسمان بدرخشد،
از بودن آن
و از درست بودن آن
اطمینان داری
اما
عجیب که
دیگر اصراری برای واگویه آن به دیگری
نداری.
روزی در مدرسه کودک از معلم پرسید:
استاد چرا الف ایستاده است و ب خوابیده؟ و چرا اصلاً الفبا با الف باید آغاز شود؟
معلم درماند و شاگرد را فلک کرد،
(آن زمان تنبیه بدنی مرسوم بود)
کودک از مدرسه بدر رفت و در خانقاه ها و زورخانه ها به آموختن مشغول شد
او یک از بی بدیل ترین مشاهیر عرفان ایران شد.
نامش را نمی گویم،
اگر دوست دارید حدس بزنید.
(ولطفاً حدس های خود را بصورت نظر(کامنت) عنایت کنید)
برداشت آزاد دیوونه از تاریخ عرفان